اشعار حسین جنتی

شعر و ادب پارسی

اشعار حسین جنتی

شعر و ادب پارسی

قومی چپ و راست در پسِ او(حسین جنتی)

 

▪️


قومی چپ و راست در پسِ او
مبهوتِ ردای اطلسِ او
گفتم که: تو زاهدِ حرایی؟!
آیا تو پیمبرِ خدایی؟!
فرمود کسی که : خیر! بعدی ست!
-پیغمبرِ اهلِ شعر- سعدی ست!
برخاستم و سلام کردم
بی فاصله احترام کردم
فرمود: که ای؟ چرا ملولی؟
کاینگونه خمود و گیج و گولی؟
گفتم که : زِ شاعرانِ عصرم
وَ ز هفت جهت به خانه حصرم
آموخته ام هرآنچه باید
اسرارِ تمیزِ "خوب" از "بد"
هرچند که طبع، رو به راه است
یک جای مسیر اشتباه است!
امروز بیا و سروری کن
پندی بده ، ذره پروری کن
پرسید: در آن زمان که هستی،
وآنجا که تو اندر آن نشستی،
شامِ سیه است یا پگاه است؟!
شیخ است امیر یا که شاه است؟
گفتم که : شبِ سیاه رفته ست!
نور آمده است و شاه رفته ست!
فرمود: دوای درد این است،
بنویس که نسخه اینچنین است:
فرزندِ زمانِ خویشتن باش،
تا خرخره در گِل و لجن باش...


▪️
حسین جنتی