خانه
عناوین مطالب
تماس با من
اشعار حسین جنتی
شعر و ادب پارسی
اشعار حسین جنتی
شعر و ادب پارسی
درباره من
سید مجتبی محمدی
ادامه...
دستهها
اشعار حسین جنتی -1
12
اشعار حسین جنتی -2
12
اشعار حسین جنتی -3
12
اشعار حسین جنتی -4
12
اشعار حسین جنتی -5
1
ابر برجسب
حسین جنتی
دوباره شعبده کردیم و اشتباه در آ
وطن! لبخندهای مردمِ شیرین زبانت
دین ، اگر مرا زِ غم رها نمیکند
که ای ؟ نعره زدم شیرم من
پرسید
آنطرف، تمامِ هستیِ زنی که چهار
وطن جان! خسته ام، پایانِ خوبِ دا
شعر شاید روزگاری فنِّ مردان بوده
" سر " در کدام " برف " نهان می ک
قطعِ قلم، به قیمت نان می کنی رفی
گذشت و عمر و نزد لب کسی ، "که م
مبهوتِ ردای اطلسِ او
قومی چپ و راست در پسِ او
باری! اگر خدای جهاندار در دل است
جدیدترین یادداشتها
همه
دین ، اگر مرا زِ غم رها نمیکند ، چه میکند؟(حسین جنتی)
پرسید : که ای ؟ نعره زدم شیرم من!(حسین جنتی)
آنطرف، تمامِ هستیِ زنی(حسین جنتی)
وطن! لبخندهای مردمِ شیرین زبانت کو؟(حسین جنتی)
شعر شاید روزگاری فنِّ مردان بوده باشد(حسین جنتی)
قطعِ قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟(حسین جنتی)
دوباره شعبده کردیم و اشتباه در آمد( حسین جنتی)
قومی چپ و راست در پسِ او(حسین جنتی)
باری! اگر خدای جهاندار در دل است(حسین جنتی)
نگرد بیهده! یک سکه ی سیاه ندارم(حسین جنتی)
بایگانی
شهریور 1396
49
جستجو
آمار : 32492 بازدید
Powered by Blogsky
تماس با من
نام
ایمیل
موضوع پیام
پیام