وقتی خزف، در بهترین مکانِ مغازه،
(در بهترین خیابان)
در پیشِ چشمِ مردمِ شهر است،
و اندر نبودِ گوهرِ شایسته،
چشمِ خلق_
با جنسِ اصل، یکسره قهر است،
.
.
سنگی غریب در جگرِ کوه،
از خونِ دل به رنگِ رُخِ خویش می زند!
گیرم ، خزف به زخمِ زبان نیش می زند!
.
باری!
روزی که از توالی و تکرار،
جنسِ بدل،
لای گِل و زباله بسی مبتذل شده ست،
آن سنگِ گوشه گیر
به گوهر بدل شده ست!!
.
حسین جنتی
خزف : خر مهره